Tue 26 May 2009
برای پرواز
|
برداشت آزاد نوشته هام کم نیستن اما حس نوشتن مرا وامیدارد تا به قلم جسارت کنم و نوشته های بی ارزشم را روی کاغذ آورم. چند وقتیه که نمی نویسم مطالب تو ذهنم جمع نمیشن. دیگه نوشته هام اون حال هوای اولیه که هر چند ساده بود رو نداره شما هم قبول دارین... |
تقدیم به تو ...
برای پرواز
تازه آغاز راه است که...
عشق باشد و جوانی با تو همسفر شود.
باد و آب و خاک و آتش کنار می روند
تا تو بمانی با دلنوشته هایت
و آنهایی دوستشان داری.
آری تو در آغازی سبز هستی
تا در اوج بخندی و خود را فریاد بزنی...
با تمام نگاهت، در فراروی زمان
و قرن سیمان و ماشین گم شوی اما...
گم نشو....
خودت را بیاب،
خودت را دریاب،
و در وسعت چشمها و گوشها و قلبها
خودت را عربده بکش.
تو در اوج هستی نه برای فرود...
برای پرواز
آری تو جوانه میزنی،
جوان می شوی.
و در بهار زندگی جاری می شوی.
گم می شوی در التهاب
می شوی ناب....
تازه آغاز راه است که...
عشق باشد
و جوانی...
با تو همسفر شود.

